skip to main
|
skip to sidebar
صفر و یک
2009/10/07
آزادی
من وتکرار دوباره ی ثانیه ها برادریم
از یک مادر و چندین پدر
تو با کدام ما همبستر می شوی
تا تولد نوزادی بی بدیل
پایکوبان و سرمست؟
2009/09/23
خزان
پاییز امسال اما با خزان تو آغاز شد
2009/06/24
شورای خدایی
این روزها زبان اعتراض کوتاه شده اما دستهای پیروزی نه
تو با زبان درازیت همهء ما را به سخره گرفته ای
تا کی می توانی باشی را
خدا در شورایش تصمیم می گیرد و من و دوستانم
دیر یا زود
باد تو را هم می برد
نسیمی شاید
2009/05/20
بازی
این بازی تمام می شود آخر
.
هر چه که هست یک روز یک جا و برای همیشه
خاطره ی آویزهای رنگی و باغچه
ترانه های کودکی و شرط های بی انجام را اما
طعم نوشین چه رویداد خجسته ای گس می تواند کند؟
وقتی به بهانه ی هر رنگ، به سرعت نور در آویزها می پیچم
و با صدای هرخنده سر از لاک کودکی بر می آورم
آ
ن یادگاران را
نه تو،نه من
نه دور لحظه های پر شتاب
نه سپیدی موهایم
نه غرور رشد کرده ی فرزندم
نه تو،نه من
آن یادگاران را
توان زدودن ندارد
.این بازی تمامی ندارد آخر
2009/04/22
احتضار
شروع صحنهء پایانی ست و تاریکی و
حبس نفس ها
تو روشن می شوی در برابر چشمانم
سکوت سنگین می شود
...تمام طول تاریکی را می روی
حالا من مانده ام وصدای نفسهایم
-پیاپی و پرصدا-
.در تاریکی مطلق
2009/04/05
فرار
به هرکجا روم تویی
کنار من نشسته ای
چگونه بایدم شدن
رها از این دوگانه گی؟
2009/03/17
اجباری
سرود تازه مخوان
.تلاشت از برای فریب ماست،می دانم
سردی بی بخار ماههای اخیر
اشتیاق آمدنت راخاک کرده است
تو اما پا به ماهی و
ضربان ناهماهنگ قلب من هم
.گمان آمدنت را گل نمی کند
من اینجا ایستاده ام
تا گل از گلت بشکفد
.هنگامی که نگاهمان بهم گره می خورد
!چه می دانی
من بازیگری قهارم
لبخند به لب و آغوش باز
!
به پیشواز آمدنت،د
وباره بهار
2009/02/12
دردانهء زمستانی
2009/01/27
مسافر
خدا کدام دعای مرا شنیده است
.که حالا تو در آستانه ،منتطر آمدنی
دستم چه باید باشد و در دل چه بخوانم
.به بهانه ی چشمهای نیمه بازت
از من هلهله مخواه
!دردانه ی زمستانی
امروز که تو می آیی سفید لوح و پا به راه
ما سالهاست که قلم روی پاکیمان کشیده ایم و
.ماههاست که تار و دف انداخته ایم
شکرانه ی آمدنت شاید
خدا باران بیاورد و ما هم به رقص درآییم
ترانه ها اما روی زبانمان زنگار بسته اند
لکنت و بی آوازی را
شاید تو درمان شوی
!مولود
2008/12/15
تقدیر
مشتاق شنیدن صدایت هستم
با گوش های تیز و
دستهای لرزانی که حرکاتت را می جویند
.فاصله اما به اندازه ی پوست
تا تو بیایی شاید
در این سرای بزرگ کهن
چشمان منتظری خیره ی سقفها شوند
اما تقدیر
بی درنگ می بافد
از نو
تا پایان
یکی از رو
....یکی از زیر
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)
Followers
سایت هایی که می خوانم
آوای آزاد
ابراهیم نبوی
استاد شجریان
اسماعيل ميهندوست
ایران تاتر
باشگاه بارسلونا
خبرآنلاین
خبرنامه امیرکبیر
رها
زیر پوست من
شرابا" تهورا
عطاالله مهاجرانی
قطره
قطعه ای برای نشنیدن
قلم
مانی ها
مطرود
نیک آهنگ کوثر
همین تازگی ها
وسواس لخنساء
چشمان کاملا بسته
کافه روز
گذشته ها
▼
2016
(5)
▼
August
(3)
پدر
گودو
بشارت
►
June
(2)
►
2013
(4)
►
January
(4)
►
2012
(39)
►
December
(30)
►
April
(2)
►
February
(7)
►
2011
(19)
►
December
(9)
►
October
(1)
►
August
(1)
►
June
(1)
►
May
(4)
►
March
(1)
►
February
(1)
►
January
(1)
►
2010
(8)
►
December
(1)
►
October
(1)
►
August
(1)
►
July
(2)
►
June
(1)
►
March
(1)
►
February
(1)
►
2009
(11)
►
December
(2)
►
October
(1)
►
September
(1)
►
June
(1)
►
May
(1)
►
April
(2)
►
March
(1)
►
February
(1)
►
January
(1)
►
2008
(10)
►
December
(1)
►
October
(1)
►
September
(1)
►
August
(1)
►
July
(2)
►
May
(1)
►
April
(1)
►
March
(1)
►
February
(1)
►
2007
(25)
►
December
(3)
►
November
(1)
►
October
(4)
►
September
(5)
►
August
(1)
►
July
(3)
►
June
(1)
►
May
(1)
►
April
(2)
►
March
(1)
►
February
(3)
►
2006
(4)
►
November
(3)
►
October
(1)
►
2004
(5)
►
December
(1)
►
May
(2)
►
April
(1)
►
January
(1)
►
2003
(30)
►
December
(1)
►
November
(2)
►
October
(1)
►
September
(3)
►
August
(3)
►
July
(2)
►
May
(3)
►
April
(2)
►
March
(1)
►
February
(5)
►
January
(7)
►
2002
(91)
►
December
(7)
►
November
(16)
►
October
(27)
►
September
(12)
►
August
(25)
►
July
(4)
من کی هستم؟
حسين حاجي غفاري
Iran
View my complete profile